نظریه تشکیک اتصالی هستی

 در نظام حکمت متعالیه باور به اصالت و وحدت حقیقت وجود، هرگونه کثرت‌انگاری تباینی را از حقایق موجودات نفی می‌کند. از‌آنجا‌که نمی‌توان منکر وجود کثرت در متن واقعیت عینی شد، واقع‌انگاری فلسفی حکیمی چون ملاصدرا از یک سو و مبانی وحدت‌انگارانۀ فلسفۀ او از‌سوی‌دیگر، مقتضی ارائۀ الگویی برای هستی بوده که جامع وحدت و کثرت بوده و توانسته است از وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت سخن بگوید. چنین کار سترگی که همۀ تاریخ اندیشۀ فلسفی و نبوغ فیلسوفان بزرگ را به خود مشغول داشته، در نظام حکمت صدرایی با ارائۀ الگوی تشکیک وجودی به منصۀ ظهور رسیده است. از‌آنجا‌که الگوی تشکیکی هستی مطابق با تلقی رایج و متعارف، تنها در تبیین کثرات و وجه‌اختلاف‌های طولی کارایی داشته و قادر به تبیین کثرت عرضی نیست و اساساً تشکیک وجودی در اندیشۀ ملاصدرا جز به‌نحو تفاضلی و طولی قابل فرض نیست، علی‌الاصول نمی‌توان وجه‌اختلاف‌های عرضی را تشکیکی دانست؛ از‌این‌رو، مسئلۀ کثرت عرضی در فلسفۀ صدرایی، علی‌رغم تلاش زیاد اندیشمندان این حوزه، همچنان به‌صورت معضل و ابهامی بزرگ در حکمت متعالیه باقی مانده است.

بر پایۀ اصول و مبانی حکمت متعالیه در پرتو تلقی اتصالی از تشکیک وجودی، برای اولین بار الگویی کاملاً صدرایی را از کثرت عرضی غیرتشکیکی ارائه شده است. اهمیت این تحلیل و الگو علاوه‌بر حل عویصات کثرت عرضی در عوالم مختلف وجود، بیش از همه در ثمرات فلسفی آن در حوزۀ فلسفه طبیعت است که اندیشۀ علمی نوین دربارۀ عالم طبیعت و حقیقت ماده را تبیین فلسفی کرده و به گسست چندین‌قرنۀ تفکر فلسفی ما از تفکر علمی جدید پایان می‌بخشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *